![]() |
![]() |
|
| می خوام جوووووووووووووووونی کنم |
|
سلام
من قبول شدم اونم کجا شهر خودمون اونم چی نرم افزار کامپیوتر همین اومدم خبر بدم و برم سال نوتون مبارک چون برای سال تحویل میرم خونه پدر بزرگ و تا ۳ الی ۴ روز اینده اونجام نمیدونم کی بر میگردم سر سفر هفت سینتون منم یاد کنید تا سال دیگه اینم پست اخر سال ۸۶ بای ۸۶ سلام ۸۷ میرم بازم نمیدونم تا کی ولی برمیگردم/ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تا بعد........... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام عسلای من
من اومدم دلم کوچولو شده بود واسه اینجا زیاد اینهفته فال نزشتم ولی الان میزارم ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگهدار که من میروم الله معک توئی آنگوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ارهست شکلی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دوبوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک بگشا پسته خندان و شکری ریزی کن خلق را از دهن خویش مینداز به شک چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک چو بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یکدو قدم دور ترک
اینهم فال اینهفته با اندکی تاخیر خوب چه خبرا ما نبودیم خوش گذشت مارو نمیدیدید؟ امروز جواب کنکور میاد دیشب اخبار گفت از دیشب تا حالا دارم از دلشوره میمیرم دیشب اصلا خوب نخوابیدم من میترسممممممممممممممممممممممممممم خلاصه که اشب میگم بتون قبول شدم یا نه اگه قبول نشم دیگه اینجام نمیام میشینم درس میخونم تا سراسری کنکور بدم تو رو خدا برام دعا کنید خواهش میکنم اتفاقی نیوفتاده توی این چند روزه که نبودم چهار شنبه سوریتون مبارک باشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام خوبید؟
من الان این شکلیم فال این هفته خیلی دیر شد ببخشید اخه این روزه نکه کوه نورد بگزریم خبرا باشه واسه بعد الان فقط فال رو بزارم و برم احتمالا تا چند روز آینده پیدام نکنید چون دارم مدم رو میبخشم به شیوا جونی تا پروژ بنویسه آخه طلفکی مودمش قحط شده سدیشم گم کرده منم دل رحم و شیوا دوست
اینم فال ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکته روح فزا از دهن دوست بگو نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمه از نفحسات نفس یار بیار بوفای تو که خاک ره آن یار عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار گردی از رهگزر دوست بکوری رقیب بهر آسایش این دیده خونبار بیار خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست خبر از بر آن دلبر عیار بیار شکر آنروز که تو در عشرتی ای مرغ چمن با سیران قفس مژده گلزار بیار کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست عشوه زان لب شیرین شکر بار بیار روزگاریست که دل چهره مقصود ندید ساقیا آن قدح آینه کردار بیار دلق حافظ بچه ارزد بمیش رنگ کن وانگهش مست و خراب از سر بازار بیار تا بعد که نمیدونم کیه..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام
چیزی ندارم که بگم فقط میخواستم یاد آوری کنم برای حافظ فردا قرار ما فردا صبح تا بعد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام توی خونه ما هم مثل خیلی از خونه ها خونه تکونی شروع شده خونه تکونیه عید و سال جدید بوی سال نو خیلی حس نمیشه مخصوصا توی بازار شب عید که قیمت همه چیز سر به فلک میزنه و آدم از دیدن قیمتا مخش سوت میکشه . می خوام در مورد خونه تکونی بگم خونه تکونه شب عید تشکیل شده از شستن فرش گردگیری ظرف و ظروف تمیز کردن در و دیوار و.... خیلی کارهای دیگه امروز من توی حیات خونمون دو تا فرش شستم ( حالا من میگم فرش شما خیلی جدی نگیرید هر جفتش 6 مترم نبود) مثل قدیما با آب بازی کلی کیف کردم توی این سالهای اخیر نمیدونم چرا دیگه هیشکی توی حیات خونش فرش نمیشوره و وقتی هم کسی این کارو میکنه اونو مسخره میکنن که چه بی کاره خود ما هم مدتهاست که اگه بخوایم فرش بشوریم توی خونه نمیشوریم و قالی شوی ها زحمتشو میکشن ایندفعه هم جریان داشت جریانم از این قرار بود که یکی از این فرشا رو خودم به وسیله ظرف ترشی کثیف کرده بودم و دسته گلی بود که خودم آب داده بودم و یکیشم این بود که چند وقت پیش دیگ زودپز توی آشپزخونه ما دچار انفجار شد و فقط خدا رحم کرد کسی توی آشپز خونه نبود فقط تمام اشپزخونه کثیف شد از جمله فرشش خوب منم بلاخره باید یه جوری کمک میکردم دیگه .نه؟ این کارا جزو رسم و رسوم کشور ماست که متاسفانه داره کم کم به فراموشی سپرده میشه و این خیلی بده من نمیدونم چرا ولی کشور ما رسم ورسوم های قشنگی داره که ما داریم فراموشش میکنیم مثل چهار شنبه سوری که اصلا فلسفش چیز دیگس آتیش بازی و شادی و بزن و برقص ولی الان چند سال شده ترق بازی و یه جورای بمباران آخه مسخرس آدم از یه هفته قبل ازچهارشنبه سوری با امنیت نمی توننه توی خیابون راه بره که نکنه یه آدم دیونه یه چیزی پرت کنه جلوش و عید بشه زهر مارش شب عیدم که همینطوری یواش یواش داره عیدی دادن و عیدی گرفتن دید و بازدیداش از مد میفته سفره هفت سیننم دیگه کمتر کسی پیدا میشه بچینه مگه خونه پدر بزرگ مادر بزرگا واقعا چرا ؟ بابا به داد برسید ایران از دست رفت داره کشورمون نابود میشه چرا خوابیم چرا نمیخوایم بیدار بشیم چرا نمی خوایم بدادش برسیم پس کی تا کی همه چیز الکی همه چیزمون شده یا غربی یا عربی پس ایران و ایرانی بودن چی میشه ؟ میترسم میترسم نسل بعد از ما حتی ندونن نوروز چی هست ؟ سفره هفت سین چیه ؟ چرا ما نباید فلسفه هفت سینو ندونیم ؟ چرا هممون یا داریم عرب میشیم یا عجنبی چرا نمی خوایم ایرانی باشیم ؟ دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش دوباره میبویم از تو گل به میل نسل جوان تو دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش اگر چه صد سال مرده ام به گور خود خواهم ایستاد که برکنم قلب اهرمن به نعره آن چنان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز میکنم کنار نو باوگان خویش دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش همین تا بعد...... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 اسفند1386ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نچندان هنر است حیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گلی لولو مرجان نشود اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوش باش که به تبلبیل و حیل دیو مسلمان نشود عشق میورزم و امید که این فن شریف چون هنر های دگر موجب حرمان نشود دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت سببی ساز خدایا که پشیمان نشود حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی ترا تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود ذره را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود سلام اینم فال من ساعت 3:30 کنکور دارم اگه قبول نشممممممممممممممممم برام دعا کنید به نظر شما من عصری چه جوریم من باید قبول بشم وگرنه تا بعد………… |
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 اسفند1386ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام سلام سلاممممممممممممممممممم امروز خیلی خوبم شاید به خاطر اینکه عینکم دارم مدام میزنم دکتر گفت چشمام ضعیف تر نشده ولی سر دردام چشمیه و اگه عینکم مرتب بزنم خوب میشه . سردرد و چشم درد کم بود سرمام خوردم اصلا مریضی رو بی خیال مهم اینه که الان خوبم .(ااااااااااااایییییییییی گلوم) خبر خبر خبر : من جمعه کنکور دارم دعا کنید قبول شم خواهش می کنم این چند روزه که نبودم هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده فقط دیروز رفتم چشم پزشکی بعدم دکتر پوست امروزم دوباره میخوام برم دکتر طریقه مصرف داروهام رو بگیرم این هفته فال حافظ رو 5شنبه میزارم چون جمعه نیستم سر جلسه ام پس بی زحمت نیتارو هم زودتر بزارید دست شما درد نکنه کارو رو که یادتونه امروز میخوام یه متن ازش بزارم به اسم (( از مسگر آباد تا پرلاشز)) در مورد صادق هدایت: یازده سال پیش بود که اختری فروتن ، که بر اساس فروتنی آسمانی ، خاک را ، به جای آسمان برای درخشیدن انتخاب کرده بود .. بر هر چه خاک است و خاکیست تف کرد و ... سوی آسمانها رفت .. یازده سال پیش بود که ... صادق هدایت ، با کمال صمیمیت ، مرد ... صادق هدایت با دست خود ،بدست خود مرد .. و با مرگ خود ، سایهی اشتباهی مرگ کاذبی را تحت عنوان (زندگی)مزاحم افتاب حقیقت انسانهای واقعی قرن ماست، از روی عظمت ابدی خود سترد.... و دنیا را_با هرچه حماقت آشکار و پنهایی مه با خود دارد_ به رجاله ها سپرد... *** من_بدبخت تر از صادق هدایت ،محکوم کننده تر از مرگ صادق هدایت ، مرگی در قاموس دوزخ فردوس آفرین بزرگان ادب ، سراق ندارم... بنابراین : تصادفی نیست که سر گشته ترین ناله ها و تلخترین اشکهای تشنه ی شبهای ادب را ، از راهی دور ، از مسگر آباد بدبخت ، مسگر آباد عور ، بسنگ گور هدایت ، در پرلاشز مغرور می سپارم.... *** تا انجا که به یاد دارم پیام نا تمام همهی اشکهای نیمه شب عشقهای ناکام را باد صبا از سیه دشت بی فردای عشقهای بی سر انجام بفرجام میرساند. در سر تا سر زندگیکوتاه وحشی و کودک شاعرانه ام مرا با (باد صبا) کاری نبوده است.... در قرن ما هر ناله تک افتاده بی کس رساتر و شاعرانه تر از باد صبا پیام محبت را از صحرا بصحرا ، از دریا بدریا ، به گوش بشر ناراحت امروز میرساند بنابراین من با یک ناله ناتمام _ تمام ناله های خود را به گوش انسان بزرگواری که علیرغم ساختمان ظاهری زندگیش ، بار مصیبت مسگر آباد را که گورستان انسانهای گمنام و شرافتمند دیار ماست ، در هر کلمه از نوشته هایش بدوش داشت ، میرسانم .... هدایت عزیز! میدانم که در تنگ گور ، زیر سنگینی پیکر شکن گور ،همه هر چه هست منهای دروغ است و خود فروشی... هرچه هست منهای جنایت است و پرده پوشی.. میدانم که تو تنگ گور را پناهگاه تن رنجور خود کردی تا سنگ زور غرور تو را در هم نشکند.. اما حیف تو نبودی..؟ مگر زندگی_با تمام تو سریهائی که رجاله ها میخورد یک پدیده جاودانی نیست؟تازه اگر سراپای زندگی درد باشد، مگر دردی همگانی نیست؟ تو که به جای همه _ برای همه، مینوشتی . حیف تو نبود از همه دور شدی...؟ آه....هدایت عزیز...حیف نبود...؟ پرلاشز! ای خوابگاه اختران جاودانی... کو؟کجا خوابیده آن تک اختر خاک آشنای آسمانی؟ تا رسانم من، بخاک او.. سلام صامت هم میهنان لخت و عورش را.. تا ببینم بار دیگر، روح پاکش.. تا بخوانم،بار دیگر روی خاکش: ((بوف کور))ش را... تا بعد ..... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام.
حالم خوب نیست از جمعس همش سرم درد میکنه مداوم . حدس میزنم چشمم ضعیف تر شده احتیاج به تعویض عینک دارم امروز میخوام برم دکتر تا بعد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند پنهان خورید باده که تعزیر میکنند ناموس عشق و رونق عشاق می برند عیب جوان و سرزنش عشاق می برند جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر میکنند گویند رمز عشق مگوءید و مشنوید مشکل حکایتیست که تقریر میکنند ما از بروندر شده مغرور صد فریب تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند تشویق وقت پیر مقان میدهند باز این سالکان نگر که چه با پیر میکنند صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید خوبان در این معامله تقصیر میکنند قومی بجد و جهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر میکنند فیالجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر کاین کارخانه ایست تغییر میکنند می خور که شیخ و حافظ و منقی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر میکنند این غزل دیگه حرفی واسه گفتن نزاشت انقدر قشنگه که نتونستم در موردش چیزی بگم .
امروز صبح قرار کوه دارم با دوستام میبینید چه خونسردم هفته دیگه کنکور دارم ولی در کمال آرامش دارم میرم کوه این کارو رو میشناسید ؟ اگه نمیشناسید یه شاعر و نویسندس که قبل از انقلاب فعالیت داشته الان کتاباش دیگه نیست نوشتهاش و شعراش بیشتر سیاسی ولی عاشقانهاش خیلی قشنگه من 3تا کتاب ازش دارم میخوام از شعرا و متناش اینجا بزارم اگه خوشتون نیومدبگید نزارم اگرم خوشتون اومد بگید بیشتر بزارم: سراب عشق گشته ام غنچه ی زاری که به صحرای سکوت غیر مشتی لجن و خار ، خریدارم نیست........ مرغ گمگشته دیاری که دم مرگ ،دریغ! جز طپشهای تب و،شیون شب،یارم نیست..... ** وای از این روح ، از این روح سیه مست سیاه که به هر در که زدم ، سر خوش و سر مستم کرد ! من که خود زاده می بودم و پرورده می اشک هر روسپی مستم کرد! ** آسمان داند و این قلب طپش مرده که عشق با من شاعر سر گشته چها کرد....چها.... تا که سیراب کند کام مرا زآب حیات بر سر بی هوس آلوده رها کرد ...رها... ** اینک اینسان منم ، افتاده تک و بیکسو یار: پای لب تشنه سرابی ، لب یک چشمه مات چشمه بی تاب و تابی سرشک دل من .... چشمه اش کرده ! چه آبی ! چه سرابی ! هیهات از کتاب ماسه ها و حماسه ها این کتاب سال 2536 شاهنشاهی چاپ شده و چاپش دوهزار نسخه بوده و به چاپ دوم هم کشیده شده روی جلدش چیز قشنگی نوشته (قرن ما ،صدف نیست ، ماسه است...... غزل نیست ، حماسه است .....) به نظر من که جمله جالبیه و در مورد دوران ما هم صدق میکنه. این شعرو من خیلی دوست دارم امیدوارم شماهم خوشتون بیاد.
این پست طولانی شد ببخشید . تا بعد................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
از عنوان تعجب کردید تعجب نکنیدمیخواستم گفته های جناب گورش کبیر رو دربارهی حقوق بشر براتون بزارم البته کسای که شیراز رفتن حتما دیدن ولی من و کسای که نرفتیم برامون جالبه من این متن رو همین امروز خوندم اول یه سررسید نوشته شده بود تصمیم گرفتم واسه شمام بزارم بخونید من خوشم اومد امید وارم شمام خوشتون بیاد. ترجمه منشور اولین بنیانگزار لوح حقوق بشر کورش کبیر پادشاه ایران باستان اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران بابل و کشورهای چهار گانه را بر سر گذاشته ام اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان میکند کیش و باور های مردمانی را که به پادشاهی آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند من امروز افسر پادشاهی را بر سر نهادهام تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم در در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به پادشاهی خود بپذیرد یا نپزیرد و هر گاه نخواهد پادشاه ایران و کشورهای چهار گانه هستم و نخواهم گذاشت که کسی بر دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از او دفاع خواهم کردو حق او را گرفته و به او ژس خواهم داد و ستمکاران را به کیفر خواهم رساند من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گداشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا روش نادرست دیگری بدون ارزش واقعی از او بگیرد من اعلام میکنم که هر کس آزاد است هر دین و آینی را که میل داردبرگزیند و در هر کجا میخواهد سکونت کند و هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جای آورد و هر کس و کاری را که میخواهد انتخاب نماید به شرطی که حق کسی را پایمال نکند و زیانی به حقوق دیگرانوارد نسازد من اعلام میکنم که هر کسی پاسخگوی اعمال خود می باشد و هیچکس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگرانکاری نیست تا روزیکه هستم نخواهم گذاشت مردان وزنان را به نام برده و کنیز یا نامهای دیگری بفروشند و این رس زندگی باید از گیتی رخت بربندد از مزدا میخواهم که مرا در تعهدی که بسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند. اینم از فرمایشات جناب کورش برای من که خیلی جالب بود. پ.ن:این قرن دو رو ............. این قرن دروغ........ خوب امشبم فال حافظ براست ها فقط کافیه یه نیت کنید و کامنت بزارید فردا جوابشو بهتون میدم . داداشی رفته تهران دلم براش تنگ شده همتونو دوست دارم تا بعد......... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مشخصات من :اسم مستعار من شاسوسا، اسمم مانیا، سنم 18، رشتم نرم افزار، علاقم فوتبال،فوتسال،موزیک آروم، شعر ، اخلاقم شاد و شیطون در این حال دل نازک و عصبی(شما بگیرید قاراش میش)، خواننده مورد علاقم داریوش آهنگ سازی شادمهرم دوست دارم (موزیک خالی)،شاعر سهراب، رنگ قرمز (رنگهای تند)، تیم پرسپولیس و بارسلونا و منچستر ،همه فهمیدید من کیم !
(قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند.) |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|