![]() |
![]() |
|
| می خوام جوووووووووووووووونی کنم |
|
سلام
قرمزته هوارتا هوارتا هوارتا قهرمان شدیم اااااااااااااااااااااااااااااااااا ما بردیم اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هالشو میبریم اااااااااااااااااااااااااااااااااا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
بچه ها دیدید چی شد عکس جاموند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سلام دلم تنگیده برا اینجا خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز عصر عینکم حاظر شد ولی چون تولد ساغر و سروش بود تا الان نتونمستم بیام بنویسم ولی مهم اینه که من اومدم. دلتون برام تنگ شده بود.............................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خیلی ممنون اول تولد ساغر عزیزمم تبریک بگم فردا نگه سروش رو بیشتر دوست داری ساغر عزیزم تولد 7سالگیت مبارک گلم همیشه سلامت باشی یه زره تعریف کنم براتون از دانشگاه و اساتید محترم: امروز صبح زبان فارسی داشتیم من اولین جلسم بود (اون هفته نرفتم کلاس رفتم باشگاه) جناب استاد یک عدد پیرمرد بد اخلاق میباشند که بیشتر به استاد عربی شبیه تا استاد فارسی اخه شما بگید کدوم استاد ادبیاتی میاد معنی عربی یه کلمه رو به شاگرداش بگه ایشون داره از روی کتاب میخونه در کمال وقاحت میگه بچه ها این کلمه فارسی عربیش میشه این بعد اومده دستور زبان بگه اواهای فارسی رو انگیلیسی مینویسه اییییییییییییییی من آخرش خفش میکنم. کلاس مورد علاقمم معارف همه از این درس بدشون میاد ولی من به دلیل داشتن یه استاد معرکه عاشق این کلاسم دقیقا این دوتا کلاس برعکس همن همیشه اساتید معارف عربی حرف میزنن ولی این استاد ما حتی ایه های قرانی که واسه درسش میآره فارسی انقدر شعر میخونه من خیلی کلاسشو دوست دارم. راستی گفتم همه کلاسهارو دو گروه کردم غیر از زبان و زبان فارسی اینارم میخواستم بگم ها گفتم بعد از کلاس بچه ها میکشنم . دیروز زبان داشتیم از این استاد زبانه هم خیلی بدم میآد فکر کرده اینجا مدرسس از در اومده شروع کرده سوال کردن درس میپرسه سکتمون داد بد اخلاق وارد شده و شروع کرده همینجوری انگلیسی حرف میزنه من که هیچی نفهمیدم میدونمم بقیه هم همینجوری بودن آخه انقدر همه ترسیده بودن که دیگه مخ هیشکی کار نمیکرد بعد از 20 دیقه استرس وارد کردن به همه شروع کرده هرهر میخنده و میگه بچه ها شوخی کردم همه انقدر عصبانی بودن که دلشون میخواست خفش کنن یکیشم خود من. زیاد حرف زدم ببخشید دلم تنگ شده بود اخه اینم یه عکس از یانی آهنگ ساز مورد علاقه من، من عاشق کنسرتاشم مخصوصا وقتی تنهای پیانو میزنه خوب بچه ها دوستون دارم هوارتا پی نوشت 1:خوب استاداش مشکل دارن تقصیر من که نیست. پی نوشت2: ای جاودانه ترین ... آن گاه که عشق زمینی را تجربه می کردم دلم چیزی فراتر میخواست. خط بطلان بر تمام آنها کشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم. نوری از عشق تو مرا در گرفت. چه عشقی،چه حلاوتی،چه نعمتی ... خداوندا !عشقت را از من دریغ نکن. (دکتر علی شریعتی) تا بعد............. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
سروش عزیزم: تولدت مبارک قشنگ مهربونم امیدوارم به همه آرزوهای قشنگت برسی سروش عزیز من ۵ اردیبهشت وارد ۴سالگی شد واسه خودش مردی شده امیدوارم که همیشه سلامت باشه گرچه الان سرما خورده. خوبین بچه ها دلم تنگ شده بود براتون خوش میگزره به من که نه امروز توی کلاس عینکم شکست ۱شنبه هفته آینده با بروجرد مسابقه داریم قراره منم بازی کنم انقدر خوشهالم که فکر کنم کلاس سه شنبه صبحمو نرم به جاش برم تمرین بعد از اونم احتمالا یک ماه دیگه المپیک استانیه خوب منم خوشهالم الان خیلی خوابم میاد بیشترتا من چشام داره در میاد برم دیگه عینکم که درست شد پست بعد رو میزارم پ.ن.۱.سروش برادر زاده منه پ.ن.۲.شیشه عینکم در حال گذاشتن در قاب افتاد و ۶۰۰ تیکه شد پس تا بعد برمیگردم اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
جناب پیشول جان ، بنده رو به دو بازی دعوت فرمودند بازی اول:خدمون رو توصیف کنیم! من همونم که به همون سادگی که میخنده به همون سادگیم گریه میکنه. من همونم که اعصاب درست حسابی نداره و زود از کوره در میره. من همونم که الان معتاد اینترنت شده من همونم که خیلی شلختس و نظم رو دوست نداره و همیشه اتاقش نامرتب من همونم که عاشق ادبیات بودم ولی از کامپیوتر سر در اوردم من همونم که فوتبال رو از همه چی بیشتر دوست داره من همونم که چند وقت دچار بی احساسی شده بازی دوم : بازی شش تاییها قوانین بازی : کاش میشد تمامی سکوتها درهم میشکست. منم روزمرگی(کاوه)، هوو ،من و تو(نهال)، آنی دالتون، شیوا جونم،رو دعوت میکنم به این بازی خوب اینم بازی
پست اولی که پیشول توی خونه جدیدش نوشته بود کامتی داشت با این متن: من موندم که چرا همش دخترا برات کامنت می دن !! دیدن عاشق دلسوخته ای که یارت رفته و تو بی یاری ! خیال کردند میشه از این آب ماهی بگیرند . مراقب خودت باش برادر! پروردگار از دست این کوسه ماهی های درنده مصونت بدارد آمین .... از خوندن این کامنت ناراحت شدم افسوس خوردم که چرا باید بعضی ها ایجوری فکر میکنن در مرد آدمها اونها رو به کوسه تعبیر میکنن میخوام به این آقای محترم بگم آدمهای که الان واسه پیشول کامنت میزارن آدمهای نیستن که بعد از تنها شدن پیشول پاشون به این وبلاگ باز شده باشه نصفشون از زمانی که به قول خودت پیشول عاشق دلسوخته نبود اینجا میامدن و وقتی دیدن که پیشول تنهاست سعی کردن از تنهای درش بیارن به عنوان یه دوست وضیفه خودشون میدونستن حالا که دوستشون احتیاج به دوستای بیشتری داره کنارش بمونن اقای محترم همه دختر و پسرهای دنیا دیگه همرو اینجوری خطاب نمیکنن به این نتیجه رسیدن که هردو موجود به هم احتیاج دارن اونها دارن با کمک هم خیلی کارا میکنن ولی متاسفانه هنوز هموطنای من چه شما که ایران نیستی چه اونهای که هستن میخوان فاصلرو بین این دو جنس زیاد کنن چون از اتحاد اونها میترسن . نمیدونم دیدی یه نه ولی توی تضاهرات های زمان انقلاب وقتی نشون میده که این پسرای جون چه طوری خودشون رو سپر بلا کردن تا دخترا آسیب نبینن خیلی جالب حداقل میشه فهمید با اینهمه طفرقه بین دختر پسرای کشور ما باید همیشه همینجوری کشور باقی بمونه چون دختر پسرای ما بعد از انقلاب انقدر از هم دور شدن که از هم میترسن و از این جریان فقط کسای سود میبرن که این رابطرو دامن زدن آقای محترم قصدم نصیحت نبود چون خیلی کوچیکتر از اونم که بخوام کسی رو نصیحت کنم ولی خواستم بگم از آدمی که داره اونور دنیا زندگی میکنه بعیده که چنین دیدی نسبت به دخترا داشته باشه اگه یه دفعه یه دختر یا یه پسر کاری کرد که موجب ناراحتی یه نفر شد اون یه نفر حق نداره که گناه رو پای همه بنویسه اینم بگم که درصد بی وفای آقا پسراهمشه بیشتر بوده و دخترای هم بودن که بی وفای کردن ولی هر آدمی اجازه داره واسه آیندش خودش تصمیم بگیره حتی آدمهای که از دید ما بی وفا شدن چیزهای توی طرف مقابل دیدین که فکر کردن هم اون شخص بدون اونها خوشبخت تره هم اونها بیاید یه دفعه هم که شده طرف خوب جریان رو ببینیم اگه پر حرفی کردم معذرت. خوب دوستای گل خودم چطورین؟ دیروز روز اول دانشگاه بود برای من از دیروز کلاسها شروع شد متاسفانه کلاس ما خیلی شلوغه نزدیک به 60 نفره صبح ساعت 8تا12 برنامهسازی مقدماتی داشتیم اول این جریان جالب روبگم: یکی از همکلاسیهامون یه آقای تقریبن میشه گفت 47 یا 48 ساله دیروز صبح استاد یه کم دیر کرده بود وقتی این آقا وارد کلاس شد از اونجای که هیچکس استاد رو نمیشناخت همه بلند شد بیچاره انقدر خجالت کشید گفت (نه بچه ها بشینید من هم مثل شمام ) طفلکی. بعدش که استاد اومد بچه ها فکر کردن که اینم شاگرده و تیکه انداختن از اونجای که استاد برنامه سازی ما آدم جدیه تمام آقایون رو از کلاس بیرون کرد این بیچاره ها هرچی اسرار کردن فایده نداشت در اصل بقیه به آتیش یه نفر سوختن. 12 تا 2 معارف داشتیم من رفته بودم پیش مدیر گروه کارش داشتم اینه که من و دوستم دیر رفتیم کلاس وقتی رفتیم دیدیم کلاس پر پر و فقط اون ته کلاس چند تا صندلی کلاس هست دقیقا در مجاورت جناب فتنه به اجبار رفتیم نشستیم این جناب فتنه از بس حرفهای بیخود زد این مته رفته بود روی اعصاب من منم بی اعصاب به مهناز(دوستم) گفتم اگه همین الان نریم بیرون من با همین دفتر (سررسید بود) انقدر میزنم توی سر این فتنه که کار دست خودم میدم مهنازم که میدونست من اعصاب ندارم همراهم اومد و نکته جالب این بود بعد از خروج ما از کلاس کلاس به دو گروه تقسیم و به هفته آینده موکول شد انقدر خوفه. کلاس ریاضی علم کامپیتر هم به خوبی و خوشی سپری شد . اینم وقایع روز اول دانشگاه . پی نوشت۱:منو خل نیستم ها پی نوشت ۲:جناب خیر خواه حرفهای منم یه جور خیر خواهی بود پی نوشت ۳ :این ریاضی علم کامپیوتر چقدر سخته. یکی بیاد واسه من الگوریتم فیگونات چی بنویسه بلد نیستم!!!!! کمک! تا بعد.......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مشخصات من :اسم مستعار من شاسوسا، اسمم مانیا، سنم 18، رشتم نرم افزار، علاقم فوتبال،فوتسال،موزیک آروم، شعر ، اخلاقم شاد و شیطون در این حال دل نازک و عصبی(شما بگیرید قاراش میش)، خواننده مورد علاقم داریوش آهنگ سازی شادمهرم دوست دارم (موزیک خالی)،شاعر سهراب، رنگ قرمز (رنگهای تند)، تیم پرسپولیس و بارسلونا و منچستر ،همه فهمیدید من کیم !
(قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند.) |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|