![]() |
![]() |
|
| می خوام جوووووووووووووووونی کنم |
|
هیچکی از رفتن من غصه نخور هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد دل من می خواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلیم آفتابی بود اگه شب می رفتمو خورشید نبود آسمون خوب می دونم مهتابی بود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریب وناشناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من همه ی آرزو هاشو باخته بود چهره ای هیچ کسی پزمرده نبود دلا اما همه پزمرده بودن کسای که واسشون مهم بودم همه شاید یه جوری مرده بودن
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالها هست كه در گوش من آرام، آرام خش خش گام تو تكرار كنان، ميدهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا، - خانه كوچك ما سيب نداشت
دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند دست ها بيهوده چشم ها بي رنگ اند دوستم داشته باش ، شهرها مي لرزند، برگ ها مي سوزند ، يادها مي گندند باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آشتي كن با رنگ ، عشق بازي با ساز دوستم داشته باش سیبها خشکیده ، یاسها پوسیده ، شیر هم ترسیده ، دوستم داشته باش عطرها در راهند دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند دوستت خواهم داشت ، بيشتر از باران گرم تر از لبخند ، داغ چون تابستان دوستت خواهم داشت شاد تر خواهم شد ، ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد دوستم داشته باش برگ را باور كن آفتابي تر شو ، باغ را از بر كن دوستم داشته باش ، عطرها در راهند دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند خواب ديدم در خواب ، آب ، آبي تر بود روز ، پرسوز نبود ، زخم، شرم آور بود خواب ديدم در تو ، رود از تب مي سوخت نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت دوستم داشته باش عطرها در راهند دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
سلام خیلی وقت که برگشتم به وبلاگ همه هم سر زدم فعلا حوصلا نوشتن ندارم تا بعد...................................... خل |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط شاسوسا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مشخصات من :اسم مستعار من شاسوسا، اسمم مانیا، سنم 18، رشتم نرم افزار، علاقم فوتبال،فوتسال،موزیک آروم، شعر ، اخلاقم شاد و شیطون در این حال دل نازک و عصبی(شما بگیرید قاراش میش)، خواننده مورد علاقم داریوش آهنگ سازی شادمهرم دوست دارم (موزیک خالی)،شاعر سهراب، رنگ قرمز (رنگهای تند)، تیم پرسپولیس و بارسلونا و منچستر ،همه فهمیدید من کیم !
(قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند.) |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|